تصویر تو همیشه ترین بود

تنهایی را نمیتوانی از میان برداری..فاصله ها را شاید

یه  هفته  بیکاری مساوی بود با  یه  هفته  تنبلی مطلق...به  روزای آخر که  رسیدم یادکتابای نخونده م  افتادم و  فیلمای ندیده م....تا  تونستم خوندم  دیدم  خوردم اصلن....فیلمارو پشت سرهم نگاه  میکردم  عین  ندیده ها.....کتابهارو هم تندتند تموم میکردم.....از "پس ازتاریکی "موراکامی خیلی خوشم  اومد ..انگار دارم  یه  فیلم  اپیزودیک  میبینم....تموم اتفای کتاب تو یه  شب تا  صبح  می افته .....از اون  حرفای گنبد دوار و  چرخ  گردن هم  داره....  اصلن  با همین  بحث شروع شد.....

نمیدونم چرا  ولی همه  چی رو  تکراری میبینم.....شایدم نگاهم  کهنه  شده....تنوع  رو  نمیبینه.......اما ولی...یه  چیزی هست....یه  چیزی که  نیست.....

نوشته شده در جمعه ٩ دی ۱۳٩٠ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

یلدا  قشنگ  میشه وقتی خانواده ت  دورت  باشن  و بساط خنده  به  راه باشه....هی بخورین  و  بلمبونین  و مسخره بازی دربیارین....

یلدا  قشنگ  میشه  وقتی میون این  خنده ها  یاد  غم هات نیفتی و به  هیچی جز شادی فکر نکنی

یلدا  خیلی قشنگ تر میشه وقتی تولدت  رو جشن  بگیرن  و کادو بارون  بشی....همه  شاد  باشن  و  خوشحال و هیچی تو رو ناراحت  نکنه....چون  یه شب در سال مال توئه...مال خود خودت.....میتونی هرجور که  دوس داری به  صبح  برسونیش.

دلم  میخواست  امسال با  همه  سالای دیگه  فرق کنه....امسال سبک تر بودم و دلم آروم  بود

پ.ن:نمیدونم چرا ...ولی امسال دلم  میخواست همش کادو بگیرم...هنوزم دلم  کادو میخواد!حتی اگه یه  تبریک از ته  دل باشه....من با  خوشی های کوچیک  خوشم

نوشته شده در جمعه ٢ دی ۱۳٩٠ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

هوم؟ینی من اشتباه  کردم؟تخیل این  وسط نیست  و  نابود شد؟؟؟؟

انصاف هم  خوب چیزی ه

نوشته شده در دوشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

کسی رو امیدوار نکنید....دلخوشش نکنید ...قول بیخود ندین ... این  کارهارو  نکنید  وقتی نمیتونین  از عهده ش بر بیایید

شایدم  ناخواسته امیدوار کردم....دلخوش کردم  ولی قول بیجا  به  کسی ندادم .....لااقل اینو  خوب میدونم......قول ی که  رنگ عملو  به  خودش نبینه ...قول نیس

نوشته شده در یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

خب همین  دلخوشی های کوچیکه  که  باعث میشه  از اون  یه  ذره  نوری که  از لای پرده میاد لذت  ببریم و خیال کنیم الانه  که  گرم  میشیم و از این  حرفا....ولی کلن اگه همین چیزای کوچولوموچولو نبودن زندگی من  که  راحت پیش نمیرفت....

+بعد مدتها گوشیم زنگ خورد با بد رومنس لیدی گاگا .....خیلی اسپشیال ه  خب!اتفاق نادری بود که  امشب رخ  داد  و  هنوزم خرکی تو  کوکم  که  شکر....اون  ته  مه ها یه  چیزایی مونده  هنوز.....تازه  تولدمم  تبریک  گفت....از آدمی که  از تولدش خوشحال نمیشه  بعید  این  حرفا  ولی خب یه  وقتایی اینجوری ه  دیگه....معجزه  رخ  میده....

پ.ن:یه  هفته ی دیگه  کنکوره  دارم و تولد و مهمونی یلدا....فردام  دوره ی دوستامه.پایان نامه  و  کارورزی مونده +پروژه ی استاد...منتظرم درسم  تموم  شه و  برم دنبال زبان...اونوقت تمرکزم بیشتر میشه ...میخوام ایروبیک  رو هم  شروع  کنم....از این  حال کرختی که  بیرون  اومدم  دوباره میرم سراغ هیپ هاپ

شدم  شبیه  فرشته  ی" دوزن" وقتی که  بهش خبر دادن  شوهرش مرده....انگار که از قفس آزاد  شده  باشه  ...باورش نمیشد  از اون  همه  محدودیت  خلاص  شده  باشه ....تو  شوک  بود  اما داشت  فکر میکرد به  آینده ش .....با  یه  حالی میگفت:"میخوام  برم  کلاس کامپیوتر...میرم  رانندگی یاد  میگیرم....وای من  چقدر کار دارم ....."/

کارنکرده  و ناتموم  زیاد  دارم......

نوشته شده در جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ توسط آرزو نظرات () |

باز معرفت الکی  ایرانسل...بیشتر از تو... تو  این  همه  مدت برام اس ام  اس فرستاده

نوشته شده در دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

هفته ی  دیگه یه  ماراتن  دارم با  خودم....باید  برای آخر هفته ش حاضر باشم....هم  کنکور دارم  و هم  میخوام  یه  تولد  خانوادگی بگیرم....بیرون.

میخوام امتحان  کنم ببینم واقعن  تارک  دنیا  بودن  رو  میتونم  تحمل کنم یا  نه؟مثلن  موبایل خاموش باشه  و وب قطع....اما  وقت  عمل باید  ببینم از عهده ش بر میام  یا  نه....وب رو  شاید  ولی موبایل رو....

امتحان  میکنم

امتحان  میدم

تولد  میگیرم

پ.ن:از اولاین  ماه  عین  آدم  دارم ریز خرجامو  مینویسم...درد  از اونجا  شروع  شد که  حساب کردم  دیدم خرج  یه  هفته م پنجاه تومن  شده ....از خودم  ترسیدم....یه  کم  دستمو  جم  کنم  بد نیس....فکر خیلی جاها رو  باید  کرد!

نوشته شده در یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : Night Melody